على محمدى خراسانى

23

شرح منطق مظفر (فارسى)

و يا مقدّمات آن ، از قضاياى و هميات است يعنى تصديقاتى كه حاكم به آنها ، و هم و قوّهء واهمهء آدمى است نه عقل ، وجدان و حسّ ظاهرى كه چنين قياسى « مغالطى » خواهد بود ؛ و يا مقدّمات قياس ، از قضاياى مخيلات است يعنى قضايايى كه موجب تصديق نفس نمىشوند ولى در نفس تخييلاتى را برمىانگيزند كه سبب انفعال و در نتيجه انبساط يا انقباض نفس مىگردند و چنين قياسى « شعرى » ناميده مىشود ؛ و يا مقدّمات قياس ، از قضاياى مشبّهات است يعنى قضاياى كاذبه‌اى كه شبيه به صادقه هستند و آدمى را به اشتباه مىاندازند كه از اين‌ها معمولا « مغالطه » تشكيل مىگردد نه برهان . دوّم . از جنبهء هيئت و شكل قياس : ( با قطع‌نظر از وضع مواد آن ، كه آيا يقينى هستند يا ظنّى ؟ و . . . ) صورت و شكل استدلال قياسى متفاوت و گوناگون است و به اشكال متعددى مىتوان بر مطلوبى استدلال كرد ، لذا جا دارد كه اقسام قياس را از حيث صورت نيز بررسى كنيم . باب پنجم درصدد بيان تفصيلى همين مطلب است و قياس را از لحاظ صورت ، محور مباحث خود قرار داده است . قياس از حيث صورت ، به دو نوع اساسى تقسيم مىشود : استثنايى و اقترانى . بيان مطلب : به‌طور كلّى براى قياس ، چهار حالت متصوّر است ولى فقط دو حالت آن قابل تصديق است : يا اين است كه عين نتيجه يا نقيض آن ، هم به هيئت و هم به مادّه صريحا در يكى از مقدّمات قياس ذكر شده منتها نه به صورت جزمى و تنجيزى بلكه به صورت شرطى و تعليقى كه در نتيجه ، به صورت جزمى آمده است به اين قسم ، قياس استثنايى گويند كه خود دو شعبه دارد : الف . اتّصالى ب . انفصالى هركدام از اينها چهار فرض دارند كه دو فرض از آن‌ها ، منتج و دو فرض هريك ، عقيم است ( تفصيلا در جاى خود خواهد آمد ) در اين جا فقط به دو مثال بسنده مىكنيم و يادآور مىشويم كه ، همواره مقدّمهء اوّل قياسات استثنايى يك قضيه شرطيه است . امّا مثال اوّل براى موردى است كه عين نتيجه در مقدّمهء اوّل آمده باشد : « ان كان محمّد عالما فواجب احترامه » ( مقدّمهء اوّل )